بادا بادا مبارک بادا ...
دوست عزیز اصفهانیم واصل گشت و موجب فرح و نشاطم گردید. انشاء اله که دست
راست ایشان روی سر همه دوستان مجرد باشد و میمنت و مبارکی آن در فرخنده
روزهای آغازین سال نو دلهای مشتاق را بهم نزدیک و نزدیکتر نموده و خود زوجین با
خیر و خوبی و خوشی در پناه وجود ذیجود حضرت احدیت ۱۲۰بهار اضافه بر بهاران
رفته با هم طی نمایند و عشق و علاقه در وجودشان مدام در جوش و خروش باشد
وذره ای ازگرمای آن کاسته نشود. گلایه ای هم بابت عدم دعوت و بی اطلاعی دارم .
اگر چه بعد مدتی امروز خودش خبرم کرد و گویا دعوتی چندانی نداشته که مرا دعوت
نکرده است لکن بنده با کمال حق به جانبی مدعی هستم اگر قرار بود حتی یکنفر باشد
آن شخص بایستی من باشم و مرا که روزی روزگاری در شرایطی که خودش بهتر میداند
نزدیکترین و صمیمی ترین فرد به ایشان بودم و در دوران خوش و بیادماندنی قرابت خاطرات
تلخ و شیرین زیادی با هم داریم را بر هر کس دیگری ترجیح میداد و اگر شده بعنوان ساقدوش و
طاقدوش و نمیدونم چی چی و غیره و ذالک دعوت میکرد که مع الاسف همچی قابل
ندانسته و دعوتمون نکرده ...!! با این حال بنده خوشبختی هر دوی ایشان را از درگاه پروردگار
قادر و متعال مسئلت داشته و موضوعات جانبی و حواشی از قبیل عدم دعوت و یا اطلاع بموقع
و امثالهم را بفال نیک گرفته و مثل قماربازی که همه دارائی خود را باخته و بیخود و بی جهت
خودش را به بی خیالی زده و به چیزهای بی ارزش الکی دلخوش و سرگرم می نماید اینک
از سر ناچاری خویشتن مدعی و تمامیت خواهم را که در این مورد خاص قطعن حق به جانب
اوست را دلداری داده و با خود می گویم انشاء اله که معذور بوده و عذرش حداقل بنظر خودش
موجه بوده است و بهتر دانسته که ما نباشیم و از آنجا که مطمئن است ماه برای همیشه زیر
ابر نمی ماند و دیری نمی پاید که چهره فریبای مهتاب از پرده برون می افتد و آنگاه نه اثری از او
می ماند و نه یادی از من و نه خاطره و ردّی از یک عمر دوستی لاجرم مرا خبر کرده است .....
و اینک اگر چه خیلی دیر ، اما ایشاء اله وصلتی فرخنده و مبارک است ...