ترجمان خیال ....
باز هم دست تو تکانم داد
رسم پائیز را نشانم داد
مثل یک نردبان رویایی
بر زمین شأن آسمانم داد
در حریم ستاره ها از لطف
نوری از روضه جنانم داد
تا که چشم خمار گل دیدم
لذت و شوق بیکرانم داد
می درخشد به بارگاه سخن
شعر سرمایه بیانم داد
دل و دین را به دوستان بخشم
شعله را سهم دشمنانم داد
***** *** *****
تجّلی هستی ....
**** *** *****
باز ای دل حلول فروردین
جامه خنده بر لبانم کرد
شاهد نغمه های شیدایی
یک نظر سالها جوانم کرد
باده ناب عشق و مستی را
غزلی نغز بر زبانم کرد
محو خورشید و مست حضور
بارها شد که امتحانم کرد
وسعت هستی و نیاز سحر
جذبه عشق ناتوانم کرد
فیض دیدار و شوق جام صبوح
اشک را نذر دیدگانم کرد
می سپارم بدست حق همه را
عشق مدیون دوستانم کرد ....
* ۷ فروردین مه ۱۳۹۰ در محوطه داخلی طاق بستان کرمانشاه ساعت ۲۰:۲۷ یادش بخیر و
خوبی و خوشی/ جای دوستان سبز ... به امید ویرانی کاخ فراموشی جهان . امضاء:
حمید راهدار .