دلم را داده ام از دست ...
هر روز
تنگ غروب
تلخی حاصل از
عمر درازم را
در شیرینی راز و نیاز
و عطر یاس ِ
چادر نمازت
گم میکنم
قد قامت قیام ِ
از هر نظر تمامت
دل می برد مدام
تسخیر میکند
دلهای بی دوام
تفسیر می کند
آیات عشق را
یک آسمان کبوتر و
صیاد پشت بام
مجذوب می کند
زیباترین پرنده را
گل خنده های جام ....
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 3:50 توسط حمید راهدار
|