هوای غربت چشمم همیشه بارانی است

من از پرنده شنیدم هنوز زندانی است

همیشه مثل کبوتر به فکر پروازم

که آسمان سپیدم دوباره بارانی است

دلم هوای تو دارد اگر چه بازی عشق

کرانه های امیدش ملول حیرانی است

سکوت آینه ها را به قاب می گیرم

که خاطرات قشنگم قرین ویرانی است

هجوم لشکر شب روز را هراسان کرد

خیال دختر صحرا هنوز بارانی است ..