رسید مژده انتظار  ِدل بی شکیب سر برسد

بهار به دشت و باغ و دمن  عنقریب سر برسد

جفای بیش از این ندید کس که روز وصال

گلی که حق تو بوده به دیگران بـــــرسد

گلی که آب دیده داده ای به او همه عمر

ز عمق  تیره شب یکی از راه ناگهان برسد

گلایه ای نکنم لیک بغض سنگینم

ز هق هق دل تنگم به آسمان برسد

خدا نکند اثر اشک و عقده جا ماند

به یار دلکش و شیدای من زیان برسد

چطور می شود این خواب از سرم بپرد...؟

چطور میشود یار  مهربان من برسد..... ؟