شب زده ...
گل به گیسو زده
معشوق
گشوده بال
خرامان به دامان دشت
دنیا به کامش
غم به جانش زده
عاشق
شکسته بال
محزون و نالان
سوگوار تنهایی
در بند دامش ....
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 16:52 توسط حمید راهدار
|