یاد آن شبها

شدت سرما

باد و برف و سوز

ناله جانسوز

سرپناهی تیره و نمناک

دیده غمناک

غنچه ای بر خاک

مرغ شب خاموش

عالمی مدهوش

دیگ احساس من آشفته حال

بی خبر از خویش

 دائما درجوش

جان حکایت می کند

از مستی

صهبای نوشانوش

پای تا سر گوش

خسته از تشویش

دل روایت می کند

از ژرفنای دیده درویش

از حریم خلوت

یاران دوشادوش ....