دیشب سپیده فام

گامی نهادم

روی نردبام

از شوق روی ماه

رفتم پشت بام

ماه رفته بود

پشت ابرها

باد می وزید

سوز سرد، آه

مست می دوید

چشم شب به خواب

ماه می دمید

در پس نقاب

روی شاخه ها

پیره زاغ ها

جار می زدند

در شب سیاه

شهر خلوت و

خانه ها خموش

 زوزه می کشید

گرگ بد چموش

در سکوت شب

این شب سیاه

چکه میکند

سقف خانه ها ....