هجوم درد ....
گل یاس و عطر نماز و
نذر و نیاز
نرگس ناز و گلشن راز و
سوز و گداز
کلبه دور و راه دراز و
نغمه ساز
همه را
هدیه به او کردم و لیک
زخم زد بر دل خونینم باز
منع کرد
مرغ دلم از پرواز
آه از این همه بی رحمی و آز ....!!
عارفی گفت دلا
گر زمن می شنوی
بگذر از بیدادش
تو ولی بر رخ زیبای نگار
دیده پاک انداز ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 20:3 توسط حمید راهدار
|