گل یاس و عطر نماز و

 نذر و نیاز

نرگس ناز و گلشن راز و

  سوز و گداز

کلبه دور و راه دراز و

نغمه ساز

همه را

هدیه  به او کردم و لیک

زخم زد بر دل خونینم باز

منع کرد 

مرغ دلم از پرواز

آه از این همه بی رحمی و آز ....!!

عارفی گفت دلا

گر زمن می شنوی

بگذر از بیدادش

 تو ولی بر رخ زیبای نگار

دیده پاک انداز ...