پروانه خیال
چهچه خنده ات
تلنگری است
بردل تنگم
تا پروانه خیال را
فرصت پرواز دهد
و به هر زهر خندی
اعتماد نکند
و هر دستی را
بدوستی نفشارد
و بر هر گلی ننشیند
و قبای کهنه اش را
به کورسویی هر شب دزدی
نیاویزد
مدتهاست
حیران از تغافل خویش
با کمترین درد
اشکم جاری میشود ...
*اصقهان / ۳۳ پل / ۵/بهمن /۸۹
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 22:55 توسط حمید راهدار
|