از سر دلتنگی
قابل تحمل میشود. نمیدانم چرا ؟ خیلی اتفاق می افتد که تقلایم برای اکسیژن ناشی از بروز اختلال
در مکانیزم شگفت انگیز تنفس را بوضوح احساس میکنم. در عوض هستندلحظات گذرایی که زیاد هم
پیش نمی آید اما بعضا طولانی مدت هستندو بی خبر میایند و بی خبر میرونند.تا میخواهی لحظه را
دریابی رفته است . گاها سرخوشی حاصل از بروز آن لحظه های روحانی یا عرفانی تا مدتی بعد ادامه
دارد وکم و زیاد و شدت و ضعف هم دارند. با این همه بیشتر وقتها با آن شرایط غیر دلخواه مواجه ام.
عجیب اینکه هیچگاه حالت بینابینی حاکم نیست. یا سفید است یا سیاه و بنظرم خوب نیست.بالاخره
بایدخاکستری هم باشد.رنگهای دیگر هم باشد و متنوع و متکثر باشد.البته اگر امکان داشت همیشه
سفید باشد که زهی سعادت ولی همین که امکان ندارد دوست ندارم مقابلش سیاهی محض باشدلذا
اندکی از این سفیدی و تمام سیاهی ها را با ترکیبی از رنگهای زیبا معاوضه و مبادله میکنیم تا هم
آنها از نعمت الوان ما بهره مند باشند و هم ما ازداشته های آنها خرسند. واین قانون قاعده ای طبیعی
است که برپایه ضرورتها شکل گرفته و کماکان از اقبال طبیعت زندگی برخوردار است.توکل به ذات اقدس
الهی در همه ابعاد زندگی مادی و معنوی چاره ساز و راهگشاست من نیز مثل همه بندگانش به درگاه
الهی متوسل میشوم و اول برای شما بعد برای خودم دعا میکنم که همیشه دست حق همراهمان
باشد و مولا علی ع نگهدارمان. شما هم برای من دعا کنید . دعای خوبان وبندگان خاص الهی خیلی زود
اجابت میشود فلذا از همه عزیزان التماس دعا دارم.