سلام. امری غیر قابل باور و محال بنظر میرسد  روزی بیاید که فیمابین اینترنت

لاک پشتی ما و سرعت تحولات جهانی و تولید علم و انتقال داده ها و گسترش

مبادلات و افزایش مکاتبات و ازدیاد مراودات در گستره عالم امکان تناسب و توازنی

برقرار شود .اگر در سطحی کلان به قضایا بنگریم نه تنها اینترنت بل که در همه

مناسبات و زمینه ها ی علمی و اجتماعی با معضلات و مشکلات جدی مواجه ایم.

بعبارتی همه چیزمان به همه چیزمان می آید...بگذریم ...

شاید که فردا روز خوب دیگری باشد

آغاز روز و روزگار بهتری باشد

روز طلوع شادی خورشید خوشبختی

لبریز از حال و هوای خوش تری باشد

چون روزهای پر امید جوشش و رویش

یاد آور صبح بــــــــــــــهار نوبری باشد

این دشتهای خالی سرشار از احساس

مست از گل و پروانه و نیلوفری باشد

در دفتر و دیوان گلبرگ بهارستان

فردا نوید باغ پر برگ و بری باشد

نه دلبر دلواپس و نه عاشقی غمگین

نه آه و اشک سرد و نه چشم تری باشد

شادی بدنیای من و تو باز می گردد

غم ناله ها را غصه های آخری باشد

ایدل خدا را باش شاید صبح فردا را

پایان رنج و حسرت و افسونگری باشد...