نقطه چین ..................................................
لحظه ها
عمر مرا می نوشند
در تنم
خار و خس
وسوسه ها می جوشند
بی صدا می خندند
دل به
طوفان بلا می بندند
و من از
حنجره زخمی خویش
بی صدا می گریم
من و این پنجره باز اتاق
معطل وسوسه ایم
شاید این روزنه ای
بهر یک عمر گریز
از غم دنیا باشد
شاهد عاشقی ما باشد ...
**بعد نوشت :
شاهد عاشقی ما باشد...
*توضیح واضحات...:در اولین وارسی بر خلاف عادت و عهد مالوف تصمیم گرفتم بعد نوشت را به
متن شعر بیفزایم شاید فردا روزی برشور و شعور و شیدایی ام گواهی دهد...خدا راچه دیده ای ...!!؟
+ نوشته شده در یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۹ ساعت 15:57 توسط حمید راهدار
|