شاخ نبات...
حال دل نیکو شود اما به صبر
خفته را بیدار می سازد به جبر
سینه ام لبریز شوق وصل یار
عالمی را شاد سازد وصف یار
مظهر مهر است حسن خُلق دوست
عین سودا و امید و آرزوست
عشق با احساس می آید پدید
(( در دل شب بوسه ما را که دید...؟))
زندگی شیرین و شهد آلود هست...
بی وفایی رسم دنیا بود و هست ...
دل اسیر عشق شیرین مانده است
پای بند عهد دیرین مانده ا ست
داد الهامم نگاری مه جبین
پاسخی باید مسلم این چنین
منتظر عمری به راهش مانده ام
هم از اینجا هم از آنجا رانده ام ...
ای که محبوب نگاری نیستی ...
در پی ترسیم نقش کیستی ...؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۸۹ ساعت 16:7 توسط حمید راهدار
|