از چند روز پیش قرار گذاشته بودیم که امروز بریم پیک نیک، تو این فکر بودم که واسه غذا چکار کنیم؟

به پیشنهاد یکی دونفر از دوستان  مجرب تصمیم گرفتیم خودمون همونجا غذا درست کنیم و از بردن

غذا یا تهیه  فست فود اجتناب نمائیم. اتفاقا همین کار رو کردیم و روی آتش هیزم در ساحل ماسه ای

دریا جوجه کبابی راه انداختیم که دل می برد و دین ...من که همچی آدم شکمویی هم نیستم تمام

 انگشتامو باهاش خوردم چه رسد به شکموها ...هوای ملس و دلنشین امروز کناره دریای نیلگون

خلیج تا ابد الآباد فارس با نوازش نسیم مرطوب و  ملایمی توام بود که بسیار فرحبخش و دل انگیز

جلوه میکرد ...نوشیدنی هم بیشتر از بطریهای  آب، دوغ  اعلای رامک داشتیم و  از بس اسراف کردیم

بعد از صرف ناهار همگی خواب لازم شدیم و همه جا را آب برده بود و ما را خواب....   در اوج مستی 

 خواب  خوش قیلوله نیمروز  وسایل و تجیهیزات را که چه عرض کنم حتی اگر  خودمان را هم بار

 میزدند و می بردند  یا دار میزدند و می کشتند خبردار نمی شدیم... بدون تعارف صادقانه  عارضم

 جای همه شما عزیزان  خالی که نه .... بلکه سبز سبز سبز بود ....