بی همگان بسر شود بی تو بسر نمی شود ....
*به آنکه با همه بی وفایی د و س ت ش دارم ...
میشود همیشه عاشقانه بود
مهربان و خوب و صاف و ساده بود
مثل خنده های ناب کودکی
دامنی پر از گل و ترانه بود
می شود پر از سرود و نغمه شد
داد زد دوباره مثل بچه شد
از نهال سبز گلشن امید
سایه برد و تاب خورد و میوه چید
می شود با یاد عهد بچه گی
بادبادک را بدست باد داد
می شود با عشق گلها یار را
خنده های بی بهانه یاد داد
از تمام روز های خط خطی
می شود دل کند و رفت و دور شد
بی خیال لحظه های بی کسی
مست شور عشق و غرق نور شد
می شود با بغض سنگی ناگهان
شیشه های عمر دنیا را شکست
می شود هرگز نرفت از این دیار
تا همیشه پای عشق تو نشست ...
**پ.ن ۱ :
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
ز چه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم ...!!؟؟
**پ.ن ۲ :
بیت پی نوشت ۱ عاریه است ...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۸۹ ساعت 17:36 توسط حمید راهدار
|