در این روزهای سرد،به بهانه رفع تمام لحظه های دلتنگی سهم خود از

آفتاب و آسمان و دریا و خوشبختی را به عشق می بخشم و عاشقانه

او را فریاد میزنم تا خلوت ساکت و جلوت ساکنم در هم شکسته شود.

زیباترین احساس و عاشقانه ترین غزلها را با یاد کسی زمزمه میکنم که

جز شمیم عطر  و یکی دو سطر  واژه های خیس از باران دیگر نشانی

از او باقی نمانده است.

تا کی از این پنجره های بسته و آسمان پر غبار رهایی یابم و بسوی

سرزمین  گل سرخ خوشبختی ام پر بگشایم فقط خدا داند و بس...