در گلستانه چه بوی علفی می آید ....!!
عطر دل انگیز خاک باران خورده کوچه های کاهگلی و صدای آواز جیرجیرکهای عاشق کنار چشمه
جوشان و باغ شاداب آبادی کوچک حاشیه زاگرس هنوز هم خاطرم را مشعوف میسازد و دلم را به
شوق می آرد.بوی خوش نان تازه برشته و تنور پر از هیزم و نوای نی چوپان و تلاش پر برکت باغبان
پیر باغ بالا دست و صفا و صمیمیت اهالی و رقص خوشه های طلایی گندمزارها درعبور باد هیچگاه
از یاد و خاطرم محو نمیشود.حالا اگر چه در هیاهو و شتاب شهر خودم را نیز گم کرده و فرصت تجدید
دیدار زیبایی های منحصر بفرد دیار خوبی ها با مردم مهربان و مهمان نوازش فراهم نمی شود اما
برسم تعهد و به حکم وفاداری همیشه یادشان را بخیر و خوبی پاس داشته و گرامی میدارم ...
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۴ دی ۱۳۸۹ ساعت 1:54 توسط حمید راهدار
|