در این شروع مکرر...
طی گشت لحظه های غم آور
شب های سرد و ساکت بندر
آن روزهای تلخ، آن وعده های پوچ
با هول و ولوله از سپاه سکندر
از کوچه های خالی این شهر دیر پا
با جام های خالی عیش و نوش مکرر
دل خسته ام زمکتب و دیوان گذشته ام
از شور و شعر و شاعر و واژه و دفتر
طی میشود زمان و زمین بر مدار خویش
بنگر به آسمان و عبور فوج کبوتر
*یکی دو روز بعلت بروز پاره ای مشکلات فنیدر سیستم ارتباطی دسترسی به
اینترنت امکانپذیر نبود و در فراق شما خوبان چو مرغ نیم بسمل مُردم تا جونم در
آمد.....و اینک شروعی مجدد و مکرر ...
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ ساعت 16:1 توسط حمید راهدار
|