هر سپیده دم با تو گویم سخن ...
دلم به بوی تو
هوای کوی تو
شلال موی تو
به ماه روی تو
می سبوی تو
زخلق و خوی تو
همه به سوی تو
ز جور روزگار
شده عدوی تو
ستاره و کویر
بنفشه بی نظیر
نسیم گرمسیر
نظر ز من مگیر
ز راه همدلی
تو دست من بگیر
و در رکاب دوست
دل از جهان بدار
نهال خوش دلی
به باغ گُل بکار
زبهر امتحان
بگو به مه وشان
به دام غم اسیر
ز عشق من بمیر ...
+ نوشته شده در دوشنبه ۶ دی ۱۳۸۹ ساعت 15:47 توسط حمید راهدار
|