از بس که گرفتاری و مشکلات ریز و درشت مواجه و درگیرم حساب شب و روزم

دستم نیست  چه رسد به ماه و سال ..بعبارتی دیگر  سر کلاف که هیچ خود کلاف

 رو گم کردم و بعید نیست که خودمم گم کنم...این مقدمه قلمی شد تا عرض کنم

شب یلدا شب تولد مخلصه و جز معدود و محدودی از دوستان نزدیک که آنها نیز

بدلیل تقارن با ماه محرم از سور و سات  جشن و پایکوبی اجتناب نموده بودند کسی

اطلاع نداشت فلذا  محقرانه در غریبی مطلق با نهایت سادگی شمع نیم سوخته ای

را به آتش شوق سوزاندند تا درتلالو رقص و در پرتو کورسوی نور لرزانش جبران مافات

کمی و کاستی ها کنند. دوستی هنرمند هندوانه آرژانتینی سفید اما شیرینی را

با اقتباس متمایل به تقلب از روی دست طراح مجله باطله آشپزی به شکل گل رز

آراست و تعدای انار ترش را درسفره یلدا با چند تکه کیکی که بوی زفر تخم مرغ

 زنده درونش شامه را آزار بود را با شمایل  محرمانه عددی که حاصل گذر عمرم  بر

لب جوی روزگارست بخورد دوستان داد و بر من منت نهاد.. ناگفته نماند دوستم

سعید تعداد قلیلی بادام  کوهی مرغوب پوست کاغذی را از قوطی عطاری بی بی

مرحومش کش رفته که  بعنوان سوغاتی اعیانی منحصر بفرد با قدمتی مجهول

 زینت بخش سفره امان بود. ظریفی گفت اگر مادرت می دید چله اوج جوانی شاخ

شمشاد قد شیرین دهن خسروانیش اینگونه محقر و فقیرانه بدر میرود از غصه دق

میکرد و  ۱۰۰ البته که پر بیراه نمی گفت...

گناه و تقصیر دوستان عزیزی که تاریخ تولد بنده را از قدیم و ندیم  به عدد و رقم ابجد

 و  امجد و به تاریخ کسایی و نسایی و دیوان سنایی و دفتر ثنایی و زمان عرضی و

 طولی و  اتفاقات ارضی و سماوی و  سنوات هجری و قمری و شمسی و نجومی و

ندومی می دانستند و مدام ادعای گنده بگی گرمابه و گلستان دارند و با جمیع

عرایض فوق عمدا یا سهوا از ابلاغ مراتب تبریکات طفره رفتند و قصور ورزیدند خاصه

دوست عزیز راه دور پر مدعا و متوقع زود رنج مهربان دل آزار سرور ارجمندم برادر

 رحمت خان الهامی نابخشودنی است و در عین حالیکه میدانم و میدانند هر آن

چه عوض دارد گله ندارد لکن از آنجا که بنده متمدنانه  اهل مرافعه و معامله و

مجادله و منازعه و مناظره  و مقابله به مثل نبوده و نیستم  و همواره بنا را بر اصل

مترقی و اهلیت مسلم استیفای حقوق مدنی بر اساس تساهل و تسامح و تعامل

گذاشته و مکرر و مستمر از همراهی و همدلی  و تشریک مساعی هراز چند گاه

ایشان صمیمانه  تقدیر و تشکر بعمل آورده ام متاسفانه امر برایشان مشتبه گردیده

 و لذا این امر مهم و واقعیت تلخ   ظَفراموششان شده که :

وفاداری خوش است اما وفا نیست / در عالم هیچ عهدی پا بجا نیست...

با همه این اوصاف و شرایط معروضه  اگر خودشان نیستند خدایشان شاهد و

 ناظر است که من جز خیر و خوبی و صلاح و مصلحت  آن عزیزان چیزی نخواسته

و همواره از درگاه حضرت احدیت  سربلندی و سعادت و  طول عمر با عزت و

خوشبختی بزرگ و کوچک ایشان از هر رده و صنف را استعانت  می نمایم...

                                                             والسلام علی من التبع الهدی ...