عزیزان سلام. معروف و البته معلوم است که هر آمدنی رفتنی دارد ولذا بایدآماده

رفتن بود. مثل من که الان آمده ام و همزمان با نگارش این سطور در دنیای مجازی

خودم را آماده رفتن میکنم. به کجا؟ به دنیای حقیقی اگر چه حقیقتش کمرنگ شده

است اما من هم مثل شما ناگزیرم به رفتن.ممکن است هر رفتنی آمدن نداشته

باشد اما لاجرم هر آمدنی رفتنی هم دارد واین فلسفه زندگی است. همیشه وقتی

کسی یا جایی را خیلی دوست داشتم که از بودن در آن محیط یا نزد آن شخص

لذت میبردم بیشتر از آنکه به درک بیشتر محضر یا محیط مورد نظر باشم به لحظه

جدایی فکر میکردم و همیشه این دریغ همراهم بوده و هست .الان هم همان عادت

را دارم اما مثل حقیقت امروز عادت منهم کمرنگ شده است. شاید هم احساسم

تغییر کرده یا جایی و کسی که آن احساس را در من بر انگیزد کمیاب شده است.

بالاخره روحیه و اخلاق منهم نسبت به ایام شیرین شباب خیلی فرق کرده است

گرفتاریها و مشغولیات زندگی هم خیلی دست و پاگیر شده و خستگی و

 بی حوصلگی هم مزید بر علت است.مثلا حوصله مرور خاطرات شیرین گذشته را هم

ندارم چه رسد به سعی در بازآفرینی و تکرار آنها. ای دریغ که روزگار غدار با ما چه

 کرده و چه خواهد کرد. یاد همه دوستان زنده و رفته بخیر و گرامی باد. ما نیز روزی

خواهیم رفت و چشم انتظار فاتحه دوستانیم. پس نثار ارواح پاک و دوست داشتنی

همه اهل خاک بالاخص دوستان و آشنایان فاتحه ای قرائت میکنیم. شما هم حتما

اینکار را بکنید چونکه بهر حال گردنمان حق دارند و خودمان نیز بقول زنده یاد پروین

 اعتصامی  روزی سائل فاتحه و یاسینیم.قربه الی الله الفاتحه.