رویای من با من بمان...
بیت اول پست حاضر را از مرحوم مغفور جنت مکان فایز دشتستانی وام میگیرم
که با نهایت فصاحت و بلاغت و زیبایی سروده است:
تو خوبی او ز خوبان بی نیاز است / تو سروی آن پری رخ سرو ناز است ...
و اما بعد:
تو بی مضایقه خوب
من بی مرافعه بد
تو گنج طلا
من سکه سیاه
آخر اما ندانستم ...
اشک مهتاب را
چرا روان کردی..!!؟
در هوای شبنم سحری
ترک معبود آسمان کردی
راز درد لاعلاجت را
نازنینم چه شد عیان کردی...!!؟؟
آتش عشق لیلی و شیرین
هوسی در گذر گمان کردی
روبرو هیچ پیدا نیست...
همه را در قفا
نهان کردی...
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۶ مهر ۱۳۸۹ ساعت 0:26 توسط حمید راهدار
|