از آن روز که قافیه ی لاینفک اشعار و امید لاینقطع بهار زندگیم شدی

تمام ابیاتم ناقص ماند و حال و احوالم دگرگون گشت...دگر هیچ واژه ای

هم وزن و هیچ شعری هم سنگ و هیچ ترانه ای هم آهنگ تو نیافتم...

براستی که تو رساترین واژه شعرم، خوش آهنگ ترین نوای زندگیم  و

زیباترین گل باغچه امیدم بودی ــ و هستی ــ که عشق ِ هماره جاری در

گوهر وجود نازنینت را بیدریغ ارزانیم داشتی و بهار جاودانم دادی...

*پ.ن:

بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود....