چهار فصل عاشقی ...
از آن روز که قافیه ی لاینفک اشعار و امید لاینقطع بهار زندگیم شدی
تمام ابیاتم ناقص ماند و حال و احوالم دگرگون گشت...دگر هیچ واژه ای
هم وزن و هیچ شعری هم سنگ و هیچ ترانه ای هم آهنگ تو نیافتم...
براستی که تو رساترین واژه شعرم، خوش آهنگ ترین نوای زندگیم و
زیباترین گل باغچه امیدم بودی ــ و هستی ــ که عشق ِ هماره جاری در
گوهر وجود نازنینت را بیدریغ ارزانیم داشتی و بهار جاودانم دادی...
*پ.ن:
بی همگان بسر شود، بی تو بسر نمی شود....
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۸۹ ساعت 14:47 توسط حمید راهدار
|