از مهرگان تا یلدا گلواژه ی نام آشنای پائیز با خنکای دست نوازشگر نسیم الهام بخش ابر و باد و

باران و سرما و شور و شر و تکاپو و رحمت و برکات الهی و نقش آفرین زیبایی سحر انگیز طبیعت

طبیعت  در فصلی است که شوق رهایی و التفات برگ با بی رحمی باد دمساز میگردد تا شاعر

خوش دلانه بسراید:

(( برگ از دار و درخت خسته میشود، پائیز بهانه است ))...

رنگین کمان رنگها در طیفی متکثر و رویایی شکل می گیرد و ارمغان پائیز را به طبیعت نوید میدهد...

در نماد شناسی الوان رنگ زرد آنقدرها مثبت نیست اما چه میشود کرد که خزان با زردی  و ایضن

سردی عجین است .در جوار رنگ زرد رگه های نارنجی اسرار ضمیر طبیعت را باز می گوید و مصداق

 عینی تمثیلی است که واقع بینانه اشعار میدارد:

(( رنگ رخسار خبر میدهد از سر درون... ))

با حلول حریر لطیف ابر ، امید باران جوانه میزند و خش خش له شدن برگها زیر پای آدمیان از معدود

  صداهایی است که نه تنها دل خراش نیست که گوش نواز و روح افزا و بسی دل انگیزست...

پائیز با اینکه رقیبی قدر قدرت چون بهار دارد اما بی تردید از جمله عاشقانه ترین و شاعرانه ترین

  و زیباترین جلوه های بکر طبیعت است ...لذت نوشیدن یک فنجان چایی داغ  در جنگل های مه

آلود شمال به سادگی قابل توصیف نیست لیکن با عنایت به اینکه :

 وصف العیش نصف العیش است.... ذکرش خالی از لطف نیست. گیرایی ،جذبه  و آوازه ی باران

ناخوانده و  وحشی پائیز هم شکل دیگری از زیبایی خارق العاده پادشاه مقتدر فصلهاست.همچنین

صدا و نور رعد و برق پر طمطراق و تماشایی فصل طلایی پائیز از فاصله ای بس بعید قابل رویت است.

در پائیز کم کم غرور دمای هوا می شکند و خورشید عالمتاب خسته از چله نشینی  رخ عیان ساخته

 و پرده بر می اندازد و باد زورش بر برگهای سست و بی رمق می چربد و تک و توک اوراق زرینی را

که (( هر کدام دفتری از معرفت کردگارند)) به آغوش زمین  امانت می سپارد.شب  با خمیازه ای بلند

دست به کمر گرفته و خود را برای فرمانروایی زمان آماده میسازد و بر روز فخر می فروشد که  من اینک

یک سر و گردن از تو بلندتر و رعناترم و بر تو فرض است با من هماهنگ باشی و  از من تبعیت نمایی...

پائیز مصادف است با نظم  در خواب و بیداری بچه ها  و پیچیدن صدای جیغ شادی و بازی در کوچه و

 حیاط خاطره انگیز مدارس  و رونق بازار کساد کیف و کفش و نوشت افزار و بوفه ها و سرویس مدارس

 و ...کیف ها و قمقمه ها در هوا می رقصند و بساط گل کوچک  راه می افتد و توپ لاکی مشتری خاص

 و اجر و قرب زیاد می یابد و نهال پاک مهر جان می گیرد و غنچه دوستی های جدید شکوفا میشود و

 گرد سفید گچ  مهمان دائم تخته سیاه و کت  و شلوار آقا معلم و مانتو  و مقنعه خانم معلم هاست.

بله یاران همدل،بقول صائب و صادق دوست خوب و عزیز دلم، پائیز فصل شعر ــ فصل عشق ــ فصل

 شور و شیدایی  است و در واقع امر (( بهاری است که عاشق شده  است...))

پائیز ترجمان همه فصول سال است.فصل خاطره های ماندگار، فصل تولد مهر، فصل  وفاداری و شکر و

سپاس بدرگاه ایزد متعال است که فرصت تحصیل و تعلم و تزکیه و تهذیب و تولدی دوباره به ما عطا

کرده و توفیق داده است  تا از زیبایی ، لطافت و طراوت و تازگی شکوه زلال شکفتن برخوردار شویم و

 از جهل و تاریکی  عبور کنیم و بر غم و اندوه فائق آئیم و در مصائب و مشکلات صبوری پیشه سازیم  و

راضی به رضا و قضایش باشیم.

غم انگیزم ، غم انگیزم، غم انگیز / چو نیشابور در چنگال چنگیز / که می داند چه فصلی داشت

 این باغ ...!!؟؟ /   که می داند چه با من کرد پائیز ...!!؟؟

*پ.ن :

(( یک قصه بیش نیست غم عشق و  وین عجب / از هر زبان که می شنوم، نامکرر است....))