نغمه ی حضور
در این سکوت ساده و رویا
دل داده ام به شور غزل ها
در جام خالی تکرار
سر می کشم شراب تسلی
در خاطرم خیال گذر کرد
الهام سبز رویش گل ها
دریا به قاب آبی دلتنگ
آکنده از حدیث تمنا
عزمی بجز غروب ندارد
تحریم آفتاب تماشا
در کوچه های خاکی احساس
شادم از این حضور مسیحا
شاید تمام شود این غم
از فیض یک ظهور معما
می شست چشم پنجره باران
زلف هزار رنگ چلیپا
باد افره حضور دل انگیزت
معراج عشق و پرتو زیبا ....
پ.ن:
درود دوستان...
با شمیم عطر سلام، صمیمانه سیمای منور و دستان پر مهر شما عزیزان را می بوسم و برایتان
از درگاه قدسی حضرت احدیت بهترین ها را آرزومندم.خدا یار و نگهدارتان باد...
+ نوشته شده در یکشنبه ۴ مهر ۱۳۸۹ ساعت 17:7 توسط حمید راهدار
|