ای نازنین ...

در چشم انداز رویایی

زمین و آسمان

  کوه و دشت

 جنگل و دریا

سبزه و صحرا

ستاره و ماه

چشمه و موج

جلگه و اوج و

صخره و سنگ 

  این دل تنگ را

تسخیر کرده ای و

  اینک من چون

 نو رسیده نهالی

توان از کف داده در

 طوفان غمها

غمگین و تنها

هراس مرگ و

طعم تلخ هجران را

در هجوم شرار توفنده ِ

 آتش سوزان غم

در کویر سینه ام

احساس میکنم

 لکن خوشم که در

گذار تلخ روزگار دلتنگی

در دل و جان و

روح و روانم

جز یاد جاودان و

 نام مهربان تو

نقشی به یادگار

 باقی نمانده است...