هر کجا می نگرم روی ترا می بینم...
ای نازنین ...
در چشم انداز رویایی
زمین و آسمان
کوه و دشت
جنگل و دریا
سبزه و صحرا
ستاره و ماه
چشمه و موج
جلگه و اوج و
صخره و سنگ
این دل تنگ را
تسخیر کرده ای و
اینک من چون
نو رسیده نهالی
توان از کف داده در
طوفان غمها
غمگین و تنها
هراس مرگ و
طعم تلخ هجران را
در هجوم شرار توفنده ِ
آتش سوزان غم
در کویر سینه ام
احساس میکنم
لکن خوشم که در
گذار تلخ روزگار دلتنگی
در دل و جان و
روح و روانم
جز یاد جاودان و
نام مهربان تو
نقشی به یادگار
باقی نمانده است...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 4:33 توسط حمید راهدار
|