وجدان یگانه محکمه ایست که نیاز به قاضی ندارد...
بعضی وقتا سر هیچ و پوچ اینقدر عصبی میشم که میترسم کار دست خودم بدم .این جور مواقع
به اونایی که تو مجله و روزنامه و سایر رسانه ها میخونم و می بینم که سر یه موضوع ساده و
پیش پا افتاده به کارهای غیر قابل پیش بینی ارتکاب ورزیده اند و باصطلاح بخاطر دستمالی قیصریه
رو به آتیش کشیده اند حق میدم.بعنوان مثال بعد افطاری از یه مغازه گذری دو سه کیلو انبه گرفتم
آوردم خونه دیدم تقریبن بیشترشون که حدود ۷ عدد بودند گندیده و خرابند.اولش حوصلم نمیشد
بعد دیدم واقعن نباید از حق به این آشکاری گذشت پا شدم رفتم مغازه یارو که یه جوون ۲۵ ـ ۲۶
ساله بود دیدم مشتری داره جلو مشتریهاش چیزی نگفتم ولی خودش که پلاستیک پر از انبه آش و
لاش رو دست من می دید دقیقن متوجه شد واسه چی برگشتم . بهش گفتم داداش آخه اینا
چیه تو بمن دادی ؟حالا موقع خرید انبه و پسته خام کلی باهاش شوخی و خوش و بش کرده بودم
که دیدم یه جوون دیگه هم وارد مغازه شد که ظاهرن شریکش بود.گفتند ما هم خریدیم از ظاهرش که
معلوم نیست و نمی تونیم ازت پس بگیریم. گفتم من اصلا واسه پولش نیومدم و فدای سرتون پولشم
نمیخوام فقط اومدم نشونتون بدم تا حواستو ن رو جمع کنید و خدای نکرده پولی که واسه زن و بچه تون
در میارید پاک و حلال باشه و خرج دوا درمون خودتون و اعضاء خونواده تون نشه و گرنه این ۵ ـ ۶
هزار تومنا نه شما رو شاه میکنه نه منو گدا ...ضمنن هم قدرتشو دارم و هم راه و مرجعش را بلدم
که از طریق قانون و مقررات خیلی بیشتر از این مبلغ از حلقومتون بکشم بیرون و حتی در مغازه تون
رو ببندم تا حالیتون بشه یک من ماست چقدر کره داره ولی من می بخشم به جوونی و نادونی تون.
با این وجود دیدم باز دارن قلدربازی در میارن و انگار هیچ حرف حساب حالیشون نیست .
دیگه یواش یواش داشت خونم بجوش میومد و شدیدا عصبانی میشدم .در همین بین که موضوع
داشت بیخ پیدا میکرد و داشتم به سیم آخر میزدم و کله میکردم چند تا آدم شیر پاک خورده حاضر در
محل که خدا پدر و مادرشون رو بیامرزه و گویا یکی دوتاشون بنده رو هم میشناختند که مرتب به
اسم فامیل خطابم کردند و با نیت خیر انساندوستانه میانجی کردند و متذکر شدند که بی خیال ،
چرا که اصولن در شان و شخصیت و حد و اندازه شما نیست با این قبیل افراد جاهل دهن به دهن
شده و گلاویز بشی ... بخود که آمدم دیدم الحق و الانصاف کاملن درست می فرمایند و مرا هیچ دخلی
به این سودجویان طماع بی رگ و ریشه ناجوانمرد نیست.علی ایحال با درایت و خیرخواهی و
منش والای اشخاص محترمی که شاهد و ناظر بی منطقی و بی ادبی و وقاحت ایشان بودند
موضوع فیصله یافت و از وقوع درگیری و اتفاق محتمل ناگواری که داشت سر هیچ و پوچ حادث
میشد و مسلما عواقبش برای هیچکدام از طرفین قابل پیش بینی نبود پیشگیری و ممانعت کردند.
ایشااله تعالی خداوند منان که ناظر اعمال و رفتار همه بندگانش هست اجرشان دهد و سایه اشان
بر سر متعلقین و متکفلین مستدام باشد. امید که توفیق یابم بزرگواری و مناعت طبع ایشان ر
جبران نمایم ...