فراق دوست نه آن می کند که بتوان گفت ...
یک عمر سخت بودم و یک لحظه باختم
یک ناشناس حال مرا عاشقانه کرد
ای ناشناس من که تو را می شناختم ...
****************
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
*******************
گر به گفتار نیاید دهنت شیرینت
بیم آن است که شوری به جهان اندازم
*********************
به تیغ اگر بزنی بی دریغ برگردم
چو روی باز کنی دوستی ز سر گیرم
***************
تو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرس
کز اشتیاق جمالت چه اشکها ریزند
**************
ما به یک شربت چنین بیخود شدیم
دیگران چندین قدح چون خورده اند...!؟
**************
بختم نخفت دوش که از خواب بامداد
برخاستم به طلعت فرخنده فال دوست
از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت
کاین خانه جای عشق و محیط مجال اوست
************
باید برسم به ساحل آبی ها
من نیستم از نژاد مردابی ها
عمریست که راه وصل می پیمایم
تا سر برسد زمان بی تابی ها
****************
در قاب سکوت شب دلم می سوزد
خار غم هجر چشم گل می دوزد
دیریست در انتظار صبحی موهوم
پیوسته چراغ منزلم می سوزد
***********
بیادت همدم آهم همیشه
اسیر بغض بی گاهم همیشه
بیا ای روح پاک آسمانی
ترا من چشم در راهم همیشه
************
هوای خانه ام ابریست، دیریست
دلم لبریز بی صبریست دیریست
چه فرقی داره بودن یا نبودن...؟
برایم زندگی جبریست دیریست ...
((********************************))