در سایه سار صبح

همراه ، همگام

همزاد ، هم نام

من تو ،

 تو من

آنجا ، اینجا

هستیم با هم

یک روح ، یک تن

دیروز ، اکنون

هم راز ، هم خون

لیلی، مجنون

عشقی پویا

خواب و رویا

از غم عاری

رودی جاری

به طَرف ِجویبار

زلال چشمه سار

می خندیم

به جلوه ی بهار

می سازیم

به جور روزگار ...