بشنو فریادم را ... باور کن سکوتم را ...
با اندوه و زجر نوشیدن زهر هجر و ملال فراق دست و پنجه نرم کرده باشدچه
کسی میداند ساعتهای متمادی تنها به در و دیوار اتاق خیره و به آرزویی محال
اندیشیدن چقدر سخت و ملال آور و جانفرساست..؟
*چه کسی منکر این واقعیت است که وقتی برای یک بار سخنی خلاف واقع و
عاری از حقیقت آنهم از کسی که از چشمانت بیشتر مورد اعتماد و وثوق است
بشنوی ناخواسته نسبت به سایر گفته هایش به دیده شک و تردید می نگری...؟
*کدام انسان حتی بی وجدان لا مذهب(با عرض پوزش از مخاطبان عزیز ) به طرف
مقابلش حق نمیدهد وقتی مکرر با خلف وعده و عدم صداقت و امروز و فردا کردن
و بهانه جویی و بی توجهی و حرفهای ضد و نقیض مواجه میشود به همه سوابق
دوستی دیرینه پشت پا بزند و عطای رفاقت را به لقایش ببخشد...؟
*چه کسی باور ندارد که صداقت و رعایت حقوق و احترام متقابل پایه و اساس
دوستی و مودت است و محبت یکطرفه ره به جایی نخواهد برد...؟
*چه کسی باور میکند یک شخص متعارف و بالغ در عین صحت عقل و سلامت
نفس رابطه عمیق عاطفی دوستانه و صمیمانه خود با همنوعش را بدون دلیل
موجه و منطقی وساعتها تعقل و تفکر تا حصول قناعت وجدانی بیخود و بی جهت
فدای خودخواهی و عافیت طلبی نماید...؟