ابدیت درخشان ِ 

چشمانت 

 خورشید را

 و سخاوت بیکران ِ

دستانت

دریا را

شرمگین می سازد

کسی نمیداند ...!؟

پشت لبخند ملیحت

چه رازها پنهان و

در دام زلف مشکینت

 چه دلها

زندان است ...

پ.ن ۱ / :

سحر شبنم چو بر گیسویت افتد / در عالم شورشی از بویت افتد ...

پ.ن ۲ /:

 چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی / تو صنم نمی گذاری که مرا نماز باشد ...